تبليغاتX
یادداشت‌های منطقی‌ من - رکود یا عدم رکود منطق در ایران؟
نکته‌ها، یادداشت‌ها و دغدغه‌های منطقی یک دانشجوی منطق

 

دوست عزیز سلام. ممنون از این که وقت قابل خود را صرف مطالعه‌‌ی نوشته‌های ناقابل بنده کردید.
احساس می‌کنم سوء تفاهمی پیشامد کرده باشد که شاید نارسایی قلم (کلیدهای کیبورد!) بنده باعث آن شده باشد. برای همین هم فکر کنم بد نباشد با اجازه‌ی شما دو سه نکته را بازگو کنم.

۱. مقصود من از این دو سه یادداشت و احتمالا دو سه یادداشت آتی به هیچ وجه انکار ارزشمندی منطق جدید و پذیرش دربست منطق ارسطویی نیست. اساسا فعلا نخواسته‌ام به تقابل منطق قدیم یا جدید بپردازم، ایده‌ی اصلی بنده این است که منطق که دیر زمانی جزء علوم زنده و بالنده در ایران بوده، اکنون به علمی راکد و بی‌تحرک در ایران تبدیل شده است و خیر سرم خواسته‌ام علت‌یابی کنم.

۲. ببینید بعد از کارهای قطب رازی (که مربوط به ششصد- هفتصد سال پیش است)، می توانید یک کتاب مهم منطقی قابل استناد در حد کارهای قبلی به من نشان دهید. (البته ملاصدرا بحث جداگانه‌ای دارد که شاید در یادداشتی به آن پرداختم که تازه آن هم دست‌کم مربوط دویست- سیصدسال پیش است)
این را هم یواشکی بگویم کسی نفهمد و گرنه آبروریزی می‌شود، ما هنوز یک اثر در زمینه ی کتاب‌شناسی منطق (که فهرستی از تمام کتاب های منطقی از زمان فارابی تاکنون به دست دهد) نداریم.

۳. رشته‌ی منطق را از نظر تعداد دانشگاه‌هایی که این رشته را دارند، با سایر علوم (دست کم فلسفه که نزدیک‌ترین رشته به آن است) مقایسه کنید. الان در تمام ایران، فقط سه دانشگاه این رشته را دارند. دانشگاه تربیت مدرس که قربونش برم آزمون دکتری را یکسال در میان برگزار می‌کند، دانشگاه اصفهان که واقعا باید بهشان خسته نباشید گفت چون بعضی از سالها برای ارشد پذیرش دارند آن هم دو نفر!، دانشگاه علامه که تازه یکسال است شروع کرده آن هم فقط در مقطع ارشد (دانشگاه تهران هم که ظاهرا درِ رشته‌ی منطق را کلّهم سیم‌سرب کرده است. جزاهم الله خیرا)

۴. در زمینه‌ی منطق جدید هم اوّلندش، خود بنده از ارادتمندان آن هم هستم (البته نه دربست)، ثانیندش بنده عرض نکرده‌ام که هیچ احدالناسی در ایران منطق جدید بلد نیست و کاری نمی‌کند. عرض بنده این است که اوّلندش (این با اوّلند اولی فرق می‌کند) توی حوزه‌ی علمیه که بخش بزرگی از جامعه‌ی فلسفی- منطقی ما در ایران را تشکیل می‌دهد، تقریبا منطق جدید نادیده گرفته شده است. ثانیندش توی خود دانشگاه، خود آن اساتید محترمی که شما نام بردید و بعضی دیگر که شما نام نبردید (و من شاگرد بعضی از آنها بوده و هستم و دستبوس همه‌ی آنها به نحو دربست و قدرشناس تمام تلاش هایی که برای آموزش و ترویج منطق در این مرز و بوم کرده اند)، خدا وکیلی یک نظریه‌پرداز در حد و اندازه‌ی جهانی داریم که متناسب با شان و سابقه‌‌ی ایران در منطق جهان در طول تاریخ باشد؟ یا بیشتر در حد ترجمه و توضیح آراء فرگه و راسل و ویتگنشتاین و... است؟ شاید هم هست ما خبر نداریم!
بله منطق فازی و کارهای پروفسور لطفی، هست ولی این یک استثنا، و آن هم خارج از حوزه‌ی فکری ایران شکل گرفته است
. آن هم تا جایی که بنده اطلاع دارم بیشتر جنبه‌ی فنی- مهندسی دارد تا فلسفی- معرفتی).

اما در باب منطق جدید و قدیم
دوست عزیز، به نظر شما با آمدن نیما و داشتن شعرهای سپهری، ما باید دفتر ودیوان حافظ و سعدی را دور بریزیم؟
در منطق ارسطویی و سینویی هنوز حرف‌های بسیاری وجود دارد که سزاوارند مورد پژوهش قرار گیرند. چنان که نیکولاس رشر (که شما و من او را و بزرگی او را در منطق جدید می‌دانیم)، آنها را شایسته‌ی تحقیق دید و نُه سال تمام وقت خود را پای آن صرف کرد. و جناب دکتر نبوی (استاد منطق و مترجم آثار رشر در ایران)، به خود بنده فرمود: که وقتی از رشر پرسیدم چرا کار را رها کرد و ادامه نداد؟ گفت: چون دیدم که تحقیقات من، حتی از سوی منطقدانان سنت سینوی مورد استقبال قرار نگرفت! (به قول معروف حرمت امامزاده را خود خادمش باید نگه دارد) آیتی بهتر از این بر خمودگی منطق در ایران می‌خواهید؟

البته دور از انصاف است که این را نگویم که خوشبختانه اوضاع فعلی، دارد به نفع منطق تغییر می‌کند
. منطقدانان جوانی دارند رشد می‌کنند و می‌بالند و نوید آینده‌ای روشن را می دهند. همین اواخر هم دانشگاه تربیت مدرس، تصمیم گرفت دو سه نفری را برای دکتری منطق به خارج اعزام کند. توی حوزه هم دارد یک کارهایی می شود.
طولانی شد. درددل بود دیگر. ببخشید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 10:13  توسط محمد‌رضا آتشین صدف  | 

 





Powered by WebGozar