تبليغاتX
یادداشت‌های منطقی‌ من
نکته‌ها، یادداشت‌ها و دغدغه‌های منطقی یک دانشجوی منطق


از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان که یکی دو هفته است که بین بنده و یکی از دوستان منطقدانم، (اسم مبارکش را نیاوردم چون نمی‌دانستم راضی هستند یا نه) بحثی در گرفته است در حیطه‌ی منطق تطبیقی. یاهو‌میل هم کانال ارتباطی ماست.

مسئله
یکی از مباحث منطقی که از زمان غزالی در کتاب‌های منطقی مطرح شده و در آثار کاتبی و ارموی و ... بسط یافته است، بحث نسبت‌های چهارگانه است. در آنجا گفته می‌شود که هر دو مفهومی که (با توجه به مصادیقشان) با هم مقایسه شوند، یکی از چهار نسبت تساوی، عموم و خصوص مطلق،  عموم وخصوص من وجه و تباین بین آنها برقرار است.

از طرف دیگر در بسیاری از گفتگوهای منطقی اعم از کلاس‌های تدریس و غیره، بارها این را شنیده‌ام که بحث نسبت‌های چهارگانه، همان نظریه‌ی مجموعه‌ها در ریاضیات است. و منطقدانی مانند عادل فاخوری (در منطق العرب من وجهه نظر منطق الحدیث)، رسما چنین دیدگاهی را مطرح کرده و مفاهیم (دست‌کم مفاهیم کلی) را مجموعه دانسته و روابط حمل و اندراج را در منطق قدیم، همان رابطه‌ی عضویت و زیرمجموعه بودن در نظریه‌ی مجموعه‌ها دانسته و سعی در تطبیق قواعد نظریه‌ی مجموعه‌ها بر مبحث نسب اربع داشته است.

از آن جایی که موضوع پایان‌نامه‌ی بنده، نسبت‌های چهارگانه است، پس از مطالعه و تامل و مقایسه‌ی این دو نظریه، به این نتیجه رسیدم که نه مفاهیم (طبق تفسیر پذیرفته شده در منطق قدیم) را می‌توان دقیقا همان مجموعه دانست و نه رابطه‌ی اندراج و حمل و عقد را همان عضویت یا زیر‌مجموعه بودن. و همین نظر را برای دوست عزیزم نوشتم و معلوم شد که ایشان نظرشان صددرصد مخالف با نظر بنده است و اشکال و پاسخ همچنان ادامه، تا ببینیم چه می‌شود.

خواستم در جریان باشی، و اگر نظری داری، از شما بیان و از ما استفاده. یا حق.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:34  توسط محمد‌رضا آتشین صدف  | 

 





Powered by WebGozar